اگر خدایی باشد چرا باید دینی بفرستد؟


حال که نتیجه گرفتیم تعیین کیفیت برای کار خدا، کودکانه است و می‌دانیم خدا، هر کاری را آن طور که حکمتش آن را در بر گرفته، انجام می‌دهد، پس این که چرا خدا باید دینی بفرستد، بی معنی به نظر می‌رسد. در واقع این سؤال از همان قبیل پرسش‌های کودکانه به نظر می‌رسد.
این حکمت متعالیه‌ی الهی است که بندگان خود را با دین مبین هدایت می‌کند و برای هر زمانی پیامبری می‌فرستد، تا فطرت مردمان به وسیله‌ی او، بیدار شود؛ به توحید برسد و یکتا پرست شود. سپس به او آموزه‌هایی را می‌دهد و آن‌ها همان خواسته‌های خداوند از بنده‌اش است.
بدین وسیله او را به سوی سعادت ابدی هدایت می‌کند؛ زیرا در او روحی از خودش دمیده و او را گرامی داشته. حال این خودش است که می‌تواند از هدایتش پیروی کند و از او باشد؛ یا این که طغیان و سرکشی کند و گمراه شود.



چرا ادیان الهی باید تحریف پذیر باشند؟

 


خداوند بلند مرتبه برای هر قومی پیامبر خود را فرستاد. بعضی اقوام آن پیامبر را نخواستند و برخی از اقوام از پیامبری که خداوند برایشان فرستاده بوده پیروی کردند. آن‌هایی که پیامبرشان را نمی‌خواستند، یا او را تکذیب می‌کردند و یا او را می‌کشتند. (فَریقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَریقاً تَقْتُلُونَ) همانند فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام (بنی اسرائیل) که پس از حضرت یوسف علیه السلام، انتظار موعود خود (حضرت موسی علیه السلام) را می‌کشیدند. اما وقتی ایشان به سوی آن قوم آمد، بسیاری از دستورهای او را تکذیب کردند و در نهایت، به حضرت موسی علیه السلام دستور داده شد تا ایشان را به حال خودشان رها کند. در نهایت و پس از آن که انبیای الهی به سوی ایشان آمد و عده‌ی بسیاری از آن بزرگواران را کشتند، روح الله المسیح، حضرت عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السلام سوی آنان آمد. تا در نهایت تصمیم به قتل ایشان هم گرفتند اما موفق نشدند.
و حال این که این مردمان، فرستادگان الهی را نمی‌خواستند، آیا ممکن است که عده‌ای بعد ایشان، سخنان آن‌ها را تحریف کرده باشند و یا به کلی آثارشان را از بین برده باشند و بنای جدیدی گذارده و دیگر مردمان ساده لوح را به آن فراخوانده باشند؟
شاید این بتواند یکی از چندین دلیل تفاوت احکام ادیان الهی باشد.