امهات المؤمنین (I)

النَّبىِ‏ُّ أَوْلىَ‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ  وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتهُُمْ  وَ أُوْلُواْ الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىَ‏ بِبَعْضٍ فىِ کِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ إِلَّا أَن تَفْعَلُواْ إِلىَ أَوْلِیَائکُم مَّعْرُوفًا  کَانَ ذَالِکَ فىِ الْکِتَابِ مَسْطُورًا
پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در کتاب خدا خویشاوندان نسبى از مؤمنان و مهاجران به یک‌دیگر سزاوارتر اند، مگر آن که بخواهید به یکى از دوستان خود نیکى کنید. و این حکم در کتاب خدا مکتوب است.

هر کسی در هر موقعیتی دو شخصیت دارد: یک شخصیت حقیقی و یک شخصیت حقوقی. به عنوان مثال، کارمند یک اداره‌، دارای دو شخصیت است: در مقام حقوقی او به عنوان کارمند اداره محسوب می‌شود؛ کسی که برای آن جا کار می‌کند و از آن اداره حقوق دریافت می‌کند. در جایگاه حقیقی او به عنوان یک انسان با نامی مشخص، فرزند پدری با نام مشخص همراه نام خانوادگی و مشخصات مربوط به خود است که بیان‌گر حقیقت وجود اجتماعی او است.
هر کسی مسئولیت‌هایی نسبت به این دو جایگاه دارد. او نمی‌تواند شخصیت حقوقی خود را تغییر دهد؛ زیرا به نوعی این مقام، یک جایگاه اجتماعی است که به آن در نزد مردم شناخته می‌شود. اگر هم بتواند، کار سختی است و باید مدتی بگذرد تا چهره‌ی او در ذهن مردم تغییر کند. می‌تواند آن قدر مقام حقیقی خود را بالا ببرد که جایگاه حقوقی‌اش، فقط به عنوان مزید بر علت به او شخصیت ببخشد. هم‌چنین می‌تواند آن قدر مقام حقیقی خود را پایین بیاورد که دیگر آن جایگاه حقوقی درخور او نباشد و حتی برخی افراد، آن اسم و رسم را از او سلب کنند.
این مطلب ادامه دارد ...