«هر سخن حقی که مانع بهره‌برداری گروهی شود، دشمنانی ایجاد خواهد کرد و آنان برای از بین بردن آن سخن دست به تحریف می‌زنند.»
این سؤال همواره در ذهن می‌گذرد که با اجتبا و اصطفای مجتبین و مصطفین، چگونه است که این قدر راه‌های هدایت زیاد شده و این طور نمود می‌کند که این حجیت از آن بزرگواران به دیگران به ارث رسیده‌است!؟ چگونه است که مقام اکابر و اعاظم انسانی گاهی به مقامات ایشان دست‌اندازی می‌کند؟ شاید وقتی خوب به این مطلب فکر می‌کنیم، می‌بینیم این تفکرات باطلی -که نه به طور جدید- پدید آمده، بی مقدمه نبوده و همواره دشمنانی بوده اند که مجبور شده‌اند برای از بین بردن حقائق دست به تحریف بزنند که چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند ...
آتش را خودشان روشن کردند و هنوز نتوانستند مهارش کنند؛ در لوای اندیشه و بیداری نو می‌بینیمشان در حالی که برخاسته از بیت الحکمةها و خانقاه‌ها هستند. ابوهاشم‌ها و هارون‌ها، آن‌ها را بنا کردند تا بستیزند با پرچم‌های #توحید و خاموش کنند چراغ‌های هدایت را. هم‌سان‌سازی‌هایی که گاه گاه بین عرفای بشری و عرفای الهی صورت گرفت و حاصل خصومت دیرینه با الله بود. می‌خواهند بگویند که کلام آنان از هر کسی می‌تواند ساطع شود. زهی خیال باطل که خدا متم نور است و لو کره الکافرون ...
سعی داریم تا تمرکز مطالب بعدی در این مبحث را روی توحید و اصالت پرستش بگذاریم و به شما بینشی ارائه دهیم تا مقایسه‌ای بین دیدهای مختلف در این باره داشته باشید. از شما دعوت می‌شود مطالب بعدی را دنبال کنید.