telegram.me/TheBestReligion

۱۲ مطلب با موضوع «مبحث سوم: اسلام شناسی» ثبت شده است

مبحث سوم: #اسلام_شناسی - بخش دوازدهم (12/3)


۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۱۷ ۰ نظر

مبحث سوم کانال: #اسلام_شناسی - بخش یازدهم (11/3)

حضرت خدیجه علیها السلام

۱۶ تیر ۹۶ ، ۰۰:۵۰ ۰ نظر

مبحث سوم کانال: #اسلام_شناسی - بخش دهم (10/3)

#امهات_المؤمنین (IV)

با اختلافی که بعد از شهادت پیامبر خاتم، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و صحبه و سلم، در میان امت افتاد، همسران پیامبر به احزاب سیاسی-مذهبی مختلفی تقسیم شدند. گروهی از این بانوان، به تبعیت حکومت وقت درآمدند. گروهی از ایشان با حکومت بعضی خلفا مخالف بودند و در نهایت، گروهی از ایشان با کناره گیری از دنیا و مادیات، کنج عزلت پیش گرفته و سرانجام با غربت از دنیا رفتند. البته این سه دسته، فقط شامل گروهی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌شد که عمر ایشان بعد از پیامبر ادامه یافت.
اسامی همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
1. #خدیجه دختر خویلد
2. #سوده دختر زمعه
3. #عائشه دختر ابوبکر
4. #حفصه دختر عمر
5. #زینب دختر خُزَیمه
6. #ام‌سلمه هند دختر ابوامیه
7. #زینب دختر جَحش
8. #جویریه دختر حارث
9. #ام‌حبیبه رمله دختر ابوسفیان
10. #ماریه دختر شمعون
11. #صفیه دختر حُیَی
12. #میمونه دختر حارث


نتیجه تصویری برای قبة الخضرا

۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۷ ۰ نظر

مبحث سوم کانال: #اسلام_شناسی - بخش نهم (9/3)

امهات المؤمنین (III)

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
إنَّ مَثَلُ أَهلِ بَیتی فیکُم، مَثَلُ سَفینَةِ نوحٍ مِن قَومِهِ، مَن رَکَبَها نَجا وَ مَن تَخَلَّفَ عَنها غَرِقَ.
مثال اهل بیت من میان شما، مثال کشتی نوح در قومش است. هر کس سوار آن شد، نجات یافت و هر کس سرپیچی کرد، غرق شد. (المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 151)
به روشنی در این حدیث شریف که نزد شیعه و اهل سنت دارای درجه‌ی صحت بالایی است، در می‌یابیم که راه نجات تمامی امت، تنها و تنها فقط در تمسک به طریقه‌ی اهل بیت علیهم السلام میسر است. در بخش‌های گذشته اهل بیت معرفی شدند. حال با این حدیث نورانی، می‌توانیم ملاکی برای صحت اعمال هر فرد از امت نبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم یافت.


نتیجه تصویری برای سفینه ی نوح

۲۷ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۳۷ ۰ نظر

مبحث سوم کانال: #اسلام_شناسی - بخش هشتم (8/3)

امهات المؤمنین (II)

حدیث افتراق در کتاب‌های چهارگانه حدیثی شیعه و صحیحین اهل سنت گزارش نشده و فرقه‌پژوهانی چون نوبختی در فرق الشیعه و نیز ابوالحسن اشعری در مقالات الاسلامیین به آن اشاره و استناد نکرده‌اند. حتی فرقه‌شناسی نظیر ابن حَزْم ظاهری (متوفی ۴۵۶) آن را غیرقابل احتجاج و ناصحیح دانسته‌است و به نظر ابن وزیر نیز بخش پایانی آن ساختگی است.
با این حال، برخی از کتاب‌های حدیثی شیعه و اهل سنت و برخی از ملل و نحل نویسان قدیم و فرقه‌شناسان جدید حدیث را نقل کرده‌اند. از این رو، در برابر گروه نخست، گروهی دیگر معتقد اند که حدیث افتراق، نه تنها مشهور است بلکه درباره آن ادعای تواتر نیز شده است.
اگر قول گروه دوم را در نظر بگیریم. آن گاه می‌توان با توجه به حدیثی دیگر، فهمید که شرایط این فرقه‌ی ناجیه چه چیزهایی است؟
... این مطلب ادامه دارد ...

نتیجه تصویری برای امهات المؤمنین

۲۸ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۶ ۰ نظر

مبحث سوم : #اسلام_شناسی - بخش هفتم (7/3)

امهات المؤمنین (I)

النَّبىِ‏ُّ أَوْلىَ‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ  وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتهُُمْ  وَ أُوْلُواْ الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىَ‏ بِبَعْضٍ فىِ کِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ إِلَّا أَن تَفْعَلُواْ إِلىَ أَوْلِیَائکُم مَّعْرُوفًا  کَانَ ذَالِکَ فىِ الْکِتَابِ مَسْطُورًا
پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در کتاب خدا خویشاوندان نسبى از مؤمنان و مهاجران به یک‌دیگر سزاوارتر اند، مگر آن که بخواهید به یکى از دوستان خود نیکى کنید. و این حکم در کتاب خدا مکتوب است.

هر کسی در هر موقعیتی دو شخصیت دارد: یک شخصیت حقیقی و یک شخصیت حقوقی. به عنوان مثال، کارمند یک اداره‌، دارای دو شخصیت است: در مقام حقوقی او به عنوان کارمند اداره محسوب می‌شود؛ کسی که برای آن جا کار می‌کند و از آن اداره حقوق دریافت می‌کند. در جایگاه حقیقی او به عنوان یک انسان با نامی مشخص، فرزند پدری با نام مشخص همراه نام خانوادگی و مشخصات مربوط به خود است که بیان‌گر حقیقت وجود اجتماعی او است.
هر کسی مسئولیت‌هایی نسبت به این دو جایگاه دارد. او نمی‌تواند شخصیت حقوقی خود را تغییر دهد؛ زیرا به نوعی این مقام، یک جایگاه اجتماعی است که به آن در نزد مردم شناخته می‌شود. اگر هم بتواند، کار سختی است و باید مدتی بگذرد تا چهره‌ی او در ذهن مردم تغییر کند. می‌تواند آن قدر مقام حقیقی خود را بالا ببرد که جایگاه حقوقی‌اش، فقط به عنوان مزید بر علت به او شخصیت ببخشد. هم‌چنین می‌تواند آن قدر مقام حقیقی خود را پایین بیاورد که دیگر آن جایگاه حقوقی درخور او نباشد و حتی برخی افراد، آن اسم و رسم را از او سلب کنند.
این مطلب ادامه دارد ...



۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۴۸ ۰ نظر

مبحث سوم : #اسلام_شناسی - بخش ششم (6/3)

چه دلیلی هست بر این که پیامبر برای خود جانشین تعیین کردند؟


عن صَفِیَّةَ بِنْتِ شَیْبَةَ، قَالَتْ قَالَتْ عَائِشَةُ خَرَجَ النَّبِیُّ صلّى الله علیه و سلّم غَدَاةً وَ عَلَیْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَیْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِیٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا).
صحیح مسلم، کتاب فضائل صحابه، باب فضائل اهل بیت نبی، حدیث 6414
 ر.ک: سنن الترمذی ج5 ص699 ح 4156 و منهاج السنة النبویة ج4 ص561

حَدَّثَنَا نَصْرُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْکُوفِیُّ حَدَّثَنَا زَیْدُ بْنُ الْحَسَنِ هُوَ الأَنْمَاطِیُّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ رَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی حَجَّتِهِ یَوْمَ عَرَفَةَ وَهُوَ عَلَى نَاقَتِهِ الْقَصْوَاءِ یَخْطُبُ فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ: ((یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی)).
قَالَ: وَفِی الْبَابِ عَنْ أَبِی ذَرٍّ وَأَبِی سَعِیدٍ وَزَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ وَحُذَیْفَةَ بْنِ أَسِیدٍ.
قَالَ وَهَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ غَرِیبٌ مِنْ هَذَا الْوَجْهِ. قَالَ وَزَیْدُ بْنُ الْحَسَنِ قَدْ رَوَى عَنْهُ سَعِیدُ بْنُ سُلَیْمَانَ وَغَیْرُ وَاحِدٍ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ.
سنن الترمذی، کتاب المناقب، باب مناقب اهل بیت النبی، حدیث 4155
ر.ک: همان، ح 4157

آیا واقعا این طور است که هدایت ابدی ما و گمراه نشدنمان، همواره در گرو پیروی از خاندان وحی است؟ آیا کلید هدایت به دست آنان سپرده شده است؟ آیا راهی برای پیامبر جز ایشان معرفی شده است؟ آیا راهی بهتر و مستقیم‌تر از این برای پیروی از پیامبر خاتم وجود دارد؟ تا چه حد به دستور پیامبر عمل شده است؟ ....


۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۴۲ ۰ نظر

مبحث سوم : #اسلام_شناسی - بخش پنجم (5/3)

چه دلیلی هست بر این که پیامبر برای خود جانشین تعیین کردند؟


... در این جا نیز گروهی بهانه‌ای دیگر مطرح می‌کنند: چون خود کلمه‌ی اهل بیت مذکر است، پس ضمائری که برای آن استفاده می‌شوند هم مذکر هستند ...
پاسخ: می گویم این خلاف قوائد عربی است زیرا:
اولا: ضمیر در عربی (به جز در مورد  شأن که اینجا موردش نیست)، به مرجع قبل از خود باز می گردد ، نه بعدش. در آیه‌ی تطهیر اهل بعد از کم آمده است هم‌چنان که ضمیر در "فقال لأهله ... اتیکم" (طه 10)، "کم" به ظاهر لفظ "اهل" در قبل از خودش برگشته است، نه به مرجعی بعد از خودش و هم‌چنین ضمیر کم در آیه 73 سوره هود ...
ثانیا: ضمیر «کم» ضمیر مخاطب است و مرجع ضمیر مخاطب، لفظ نیست، بلکه خارج است؛ یعنی نمی‌توان گفت که ضمیر به لفظی در جمله بر می‌گردد. به عبارت دیگر ضمیر مخاطب اصلا مرجع در کلام نیاز ندارد و تعریف ضمیر هم همین است.
ثالثا: کلمه‌ی اهل هم مذکر است و هم مونث. زمخشری می گوید:
ولکن لأن الأهل یذکر ویؤنث (تفسیر الکشاف ج 1 ص 535)
فلذا اگر خطاب آیه به زنان پیامبر (ص) بود باید از ضمایر مونث استفاده می‌کرد تا هم با آیات قبل و بعد هماهنگ باشد و هم اینکه دلیل دست شیعه ندهد و این طور اختلاف ایجاد نشود.
برای مطالعه‌ی بیشتر می‌توانید به وبلاگ http://alsonnat.blogfa.com، رجوع کنید.
حال در می‌یابیم که اهل بیت، گروهی سوای همسران پیامبر اند. اما هم‌چنان مشخص نشده که ایشان به طور دقیق چه کسانی اند؟ ما یک نمونه از احادیث مربوط به این بزرگ‌واران را ذکر می‌کنیم و توضیح آن را در بخش بعد ارائه خواهیم کرد.
عن صَفِیَّةَ بِنْتِ شَیْبَةَ، قَالَتْ قَالَتْ عَائِشَةُ خَرَجَ النَّبِیُّ صلّى الله علیه و سلّم غَدَاةً وَ عَلَیْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَیْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِیٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا).
صحیح مسلم 130/7 کتاب فضائل صحابه باب فضائل اهل بیت نبی حدیث 6414
 ر.ک: سنن الترمذی ج5 ص699 و منهاج السنة النبویة ج4 ص561



۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۲۰ ۰ نظر

مبحث سوم : #اسلام_شناسی - بخش چهارم (4/3)

چه دلیلی هست بر این که پیامبر برای خود جانشین تعیین کردند؟


در آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب می‌خوانیم : «وَ قَرْنَ فىِ بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبرَّجْنَ تَبرَّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولىَ‏  وَ أَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِینَ الزَّکَوةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ  إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمُ‏ْ تَطْهِیرًا» ( (ای همسران پیامبر،) و در خانه‌هاى خود بمانید. و چنان که در زمان پیشین جاهلیت مى‌کردند، زینت‌هاى خود را آشکار مکنید. و نماز بگزارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. اى اهل بیت، خدا مى‌خواهد پلیدى را از شما دور کند و شما را به برترین شکل پاک دارد.)
گروهی از مردم می‌گویند که تمام این آیه مربوط به همسران پیامبر است. اما وقتی آیه را با تأمل بیشتر می‌خوانیم، متوجه مسئله‌ی دیگری می‌شویم و آن این که چرا تمامی ضمائر و افعالی که در آیه استفاده شده، از قواعد مؤنث پیروی می‌کنند؛ مگر دو ضمیر، آن هم درباره‌ی اهل بیت و در بخش آخر آیه؛ یعنی «عنکم» و «یطهرکم». چرا خداوند درباره‌ی همسران پیامبر از ضمیر مذکر استفاده کرده است؟
در قوانین زبان عربی، اگر بخواهند درباره‌ی یک جمعی که گروهی مذکر و گروهی مؤنث در آن هست صحبت کنند، به تعداد هر یک نگاه می‌کنند و هر کدام که بیشتر بود، از ضمیر آن استفاده می‌کنند. اگر هم ندانند که کدام بیشتر است، ترجیحا از ضمیر مذکر استفاده می‌کنند. اما علم خدا مبرا است از این که بخواهد از قوانین اشتباه، آن هم در کلام خودش (!) استفاده کند.
در این جا نیز گروهی بهانه‌ای دیگر مطرح می‌کنند: چون خود کلمه‌ی اهل بیت مذکر است، پس ضمائری که برای آن استفاده می‌شوند هم مذکر هستند. پاسخ این سؤال را در بخش بعدی خواهیم داد ...



۰۶ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۴۷ ۰ نظر

مبحث سوم : #اسلام_شناسی - بخش سوم (3/3)

چه دلیلی هست بر این که پیامبر برای خود جانشین تعیین کردند؟


طبق منابعی که در بخش قبلی ارائه شد، دریافتیم که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، کتاب خدا (قرآن) و عترت خود یعنی اهل بیت را به عنوان دو چیز گرانبها میان همه‌ی مسلمانان گذاشتند و از میان ما رفتند. هر چند که در بعضی از منابع به جای ثقل دوم یعنی عترت، سنت پیامبر ذکر شده؛ اما این احادیث نسبت به احادیثی که در آن‌ها عترت ذکر شده، از درجه‌ی اعتبار کم‌تری برخوردار اند؛ زیرا اولا احادیثی که حاوی قرآن و عترت اند، مورد پذیرش تمامی علمای اسلامی (اعم از شیعه و سنی) است و فقط گروهی افراطی هستند که آن‌ها را نادیده می‌گیرند. در ثانی اگر هم فرض کنیم که حدیث اصلی، با لفظ سنت ذکر شده، طبق قاعده‌ی عقل باید برای این سنت، مجری‌ای باشد و چه کسی برای اجرای آن بهتر از خاندان پاک پیامبر که نزدیک‌ترین افراد به ایشان اند؟
با تمام این اوصاف، هر کدام از این دو را نمی‌توان به تنهایی اتخاذ کرد و باید با هم باشند تا هدایت‌گری کنند. باید دید مقصود حقیقی از اهل بیت چه کسانی اند؟ آیا واقعا برای فهمیدن این مطلب راهی بهتر از قرآن و احادیث نورانی پیامبر هست؟
در آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب می‌خوانیم : «وَ قَرْنَ فىِ بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبرَّجْنَ تَبرَّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولىَ‏  وَ أَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِینَ الزَّکَوةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ  إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمُ‏ْ تَطْهِیرًا» ( (ای همسران پیامبر،) و در خانه‌‏هاى خود بمانید. و چنان که در زمان پیشین جاهلیت می‌کردند، زینت‌هاى خود را آشکار مکنید. و نماز بگزارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. اى اهل بیت، خدا مى‏خواهد پلیدى را از شما دور کند و شما را پاک دارد.) اما وقتی آیه را با تأمل بیشتر می‌خوانیم، متوجه مسائل دیگری می‌شویم که بعدا به آن خواهیم پرداخت ...



۰۵ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۳۴ ۰ نظر