telegram.me/TheBestReligion

۱۳ مطلب با موضوع «مبحث دوم: دین شناسی» ثبت شده است

مبحث دوم کانال: #دین_شناسی - بخش سیزدهم (13/2)

سارقان وحی (VII)



www.pajoohe.com


پولس هم چنین با دعوت کلیساها به فرمانبردارى محض از حکومت و حاکمان، خود را براى حکومت، بى‌خطر جلوه مى‌داد. [1] این در حالی بود که مسیح با حاکمان  ظالم در تقابل بود. [2]

پولس براى ترویج مسیحیتی که با رؤیایش درک کرده‌بود، تلاش بسیار کرد و مسافرت‌های زیادی انجام داد. سفرهایی که تنها به مناطق مهم و مرکزى محدود مى‌شد. [3] پولس در هر شهرى که طرفدارانى پیدا مى‌کرد، آن‌ها را نظم مى‌بخشید و تبلیغ در اطراف آن شهر را به آن‌ها واگذار مى‌نمود. سپس به جاهاى دیگر مى‌رفت. با این حال از کار کلیساهایى که در شهرهاى مختلف پایه‌گذارى مى‌کرد، غافل نبود و همواره با آن‌ها مکاتبه مى‌کرد و گاه نمایندگانى براى سرکشى به آن مناطق اعزام مى‌نمود. بنابراین مسیحیتى که توسط حضرت عیسى علیه السلام پایه‌گذارى شده‌بود، نتوانست از حوزه‌ی فلسطین خارج شود. اما پولس به خوبى از امپراطورى وسیع روم بهره‌بردارى کرد.

او در طول این سفرها، در کنیسه‌ی شهرها به موعظه مى‌پرداخت و به تعداد طرفداران خود مى‌افزود. پس از مدتی در جریان این جدال‌ها، #پطرس حوارى را به ریاکارى متهم کرد.[4] این در حالى بود که مسیح با اشاره به پطرس گفته بود: «من کلیساى خود را بر پایه‌ی این صخره بنا مى‌کنم.»

____________________________

1- رومیان 13 :1ـ5

2- وورست،رابرت ای؛ مسیحیت از لا به لای متون، جواد باغبانی وعباس رسول زاده، قم، مؤسسه‌ی امام خمینی، 1384، ص 107

3- متفکران بزرگ مسیحی، ص 2217

4- غلاطیان 2 :13


نتیجه تصویری برای روم

۱۴ دی ۹۶ ، ۱۷:۳۰ ۰ نظر

مبحث دوم کانال: #دین_شناسی - بخش دوازدهم (12/2)

سارقان وحی (VI)



www.pajoohe.com


#پولس اندکی بعد به انطاکیه مى‌رود و در آن، کلیسایى از غیر یهود ایجاد مى‌کند. او با کلیساى اورشلیم که مرکب از حواریونى نظیر پطرس و یعقوب بود به شدت درگیر می‌شود. مسئله‌ی مورد اختلاف آن‌ها اجراى شریعت توسط غیر یهود بود که #پطرس حوارى، آن را لازم مى‌دانست. اما پولس بر این نظر نبود و حتى پیروان شریعت را ملعون مى‌خواند.[1] این در حالی بود که مسیح طبق روایت انجیل گفته بود:

«گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های پیامبران را نسخ کنم. نیامده‌ام تا آن‌ها را نسخ کنم. بلکه آمده‌ام تا تحققشان بخشم. زیرا آمین به شما می‌گویم تا آسمان و زمین از میان نرود. نقطه یا همزه‌ای از تورات هرگز از میان نخواهد رفت تا اینکه همه به انجام رسد. پس هر که یکی از کوچک‌ترین این احکام را بشکند و به دیگران نیز چنین بیاموزد، در پادشاهی آسمان، کوچک‌ترین به شمار خواهد آمد. اما هر که این احکام را اجرا کند و آن‌ها را به دیگران بیاموزد، او در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد ...»[2] البته حواریون طبق روایت عهد جدید به شریعت عمل کرده و آن را تعلیم می‌دادند.

بنابراین قضاوت در مورد این که حواریون در مورد این مسئله بدعت‌گذار بودند یا پولس، جای اندکی تأمل دارد که با رجوع به متون مقدس مسیحیت روشن می‌شود.

هانس کونگ، متفکر بزرگ عالم مسیحیت نبز به این نکته توجه کرده و در آخرین اثر خود به نام «دجال»، پولس را بنیان‌گذار واقعی مسیحیت و در عین حال، بزرگ‌ترین تحریف‌کننده‌ی آن توصیف می‌کند.[3]

____________________________________

1- غلاطیان 1:3

2- متی 17:5-20

3- کونگ،هانس؛ متفکران بزرگ مسیحی، گروه مترجمان، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، سال 1386، ص 17



نتیجه تصویری برای هانس کونگ

۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۱۳ ۰ نظر

مبحث دوم کانال: #دین_شناسی . بخش یازدهم (11/2)

مطالب این بخش از روی کلیپی از شبکه‌ی ولایت استخراج شده‌است. این کلیپ را می‌توانید در آدرس زیر تماشا کنید.

https://t.me/TheBestReligion/371

پیلاتوس -که حاکمی در زمان حضرت مسیح علیه السلام بود- دست‌های خودش را شست -کما این که انجیل می‌گوید- و گفت: «من تبری می‌جویم از این که این شخص را بکشم.» علاوه بر این، پیلاتوس تمام تلاشش را می‌کرد تا مسیح را نجات دهد و می‌گفت: «یک چیزی بگو» و تأکیداتی که داشت برای این بود که نه تنها نکشدش، بلکه نجاتش بدهد و به مأمورین زیر دست خود هم که می‌خواست دستور بدهد، می‌گفت: «او را نکشید. ببرید و شکنجه‌ی مختصری بدهید که آسیب هم نبیند.»

زن پیلاتوس هم تلاش می‌کرد و به همسرش گفته بود: «این مرد عادل است و شما حکم به کشتنش ندهید.» وقتی آمدند و گفتند که مسیح بالای صلیب کشته‌شد، پیلاتوس تعجب کرد. چون به طور عادی اگر یک فرد میان‌سال به صلیب کشیده‌شود، چیزی حدود دو سه روز طول می‌کشد تا از دنیا برود. اما بعد از مدت کوتاهی که گفتند: «کشته‌شد»، خیلی تعجب کرد که همین تعجب، نشان از این است که این خبر ممکن است صحت نداشته‌باشد و ادعای گزافی باشد.

ضمنا اناجیل بیش از حد بر مرگ حضرت مسیح علیه السلام تأکید می‌کنند. یعنی در برابر تناقضاتی که نسبت به این موضوع وجود دارد، یک چیزی هست که زیاد آن را تکرار و بر آن تأکید می‌کنند. اگر این تأکید، تناقضی در برابرش نبود، قابل استناد بود و ما می‌توانستیم از آن استفاده کنیم. ولی وقتی که قرائن مسلمه همه بر خلاف این ماجرا است و تأکید فراوانی بر آن ماجرا وجود دارد، آن ماجرا را مشکوک می‌کند.

ضمنا حضرت مسیح علیه السلام دعا کرد که خدایا، من را مصلوب نکن و دعاهای ایشان نزد خداوند مستجاب است. مواردی دیگری هم از مکاشفه‌ی پطرس هست که گفت: «شخص مسیح کنار من بود. من تعجب کردم. گفتم که آن کسی که بالای که صلیب است، کیست؟» او گفت: «او بدلی هست که قرار است این صلیب را به دوش بکشد.» طبیعتا بر اساس شرایطی که مکاشفه‌ی پطرس می‌گوید، مصلوب شدن حضرت مسیح علیه السلام مورد سؤال است.


نتیجه تصویری برای صلیب حضرت مسیح

۱۶ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۷ ۱ نظر

مبحث دوم کانال: #دین_شناسی . بخش دهم (10/2)

سارقان وحی (V)

www.pajoohe.com

جالب این جا است که #پولس پس از مسیحی شدن اشتیاقی به دیدن حواریون مسیح نداشت و اولین ملاقات وی با حواریون، سه سال پس از ادعای  مکاشفه‌اش بود؛ زیرا اورشلیم شهری بود که وی در آن، مسیحیان را شکنجه می‌کرد. بنا بر این با تأخیر وارد آن جا شد و پس از آن هم بشارت مردم اورشلیم را بر عهده نگرفت. او خود می‌گوید: «و به اورشلیم هم نزد آنانی که قبل از من رسول بودند، نرفتم بلکه به عرب شدم و باز به دمشق مراجعت کردم. پس بعد از سه سال برای ملاقات پطرس به اورشلیم رفتم و پانزده روز با وی به سر بردم اما از سایر رسولان، جز یعقوب، برادر خداوند، را ندیدم». [1]
پولس پس از این مسافرت سه ساله که مى‌گوید به سرزمین‌های عرب بوده است، به مدت هشت سال از صحنه تاریخ پنهان مى‌ماند و در زادگاهش به تأمل در الهیاتى مى‌پردازد که متأثر از تفکر یونانى است. ویل دورانت که پدر تاریخ غرب لقب گرفته در این زمینه می‌گوید: 《پولس در آن جا، دوباره تحت تأثیر الهیات رازوارانه‌ای قرار گرفت که در میان یونانیان رواج داشت.》 [2]
________________________________
[1]- مسیحیت و بدعت‌ها، ص 47
[2]- غلاطیان1 : 17 ـ 19


نتیجه تصویری برای رساله پولس

۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۵۲ ۰ نظر

مبحث دوم کانال: #دین_شناسی - بخش نهم (9/2)

سارقان وحی (IV)


www.pajoohe.com

پس از این جریان #پولس خود را یک مسیحی متعصب پنداشت و برای تبشیر مسیحیت به هر وسیله‌ای تمسک جست و در این راه حتی برخی از آموزه های خود مسیحیت را نیز عوض کرد. جان ناس، تاریخ‌نگار مسیحی در این زمینه می‌گوید: «باید گفت آن دین عیسوی که پیروان عیسی روی شالوده ایمان به او بنیاد نهادند غالبا در صورت و معنا با تعلیم آن معلم فرق بسیار دارد.»[1] در جای دیگر در مورد شخص پولس این‌گونه آورده است: «پولس حواری را غالبا دومین موسس مسیحیت لقب داده‌اند و مسلما او در این راه جهاد بسیار کرد و فرقه طرفداران اصول و شرایع موسوی را مغلوب ساخت به طوری‌که آنها اهمیت موقع و مقام خود را بر اثر مساعی پولس از کف دادند ولی اهمیت او بیشتر از آن جهت است که وی اصول لاهوت و مبادی الوهی خاصی به وجود آورد».[2] جوان گریدی نیز در مورد تغییرهای پولس می‌نویسد: پولس به خاطر توسعه یافتن افکارش متهم شده است که آن قدر مسیحیت را تغییر داد که گویی مؤسسس دوم آن است.[3]

____________________________________________________
[1] - جان بی ناس؛ تاریخ جامع ادیان، اصغر حکمت، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ13، ص 608
[2] - همان، ص 613
[3] -مسیحیت و بدعت ها، ص 47

نتیجه تصویری برای مؤسس دوم مسیحیت
۲۷ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۲۸ ۰ نظر

مبحث دوم کانال: #دین_شناسی - بخش هشتم (8/2)

سارقان وحی (III)


www.pajoohe.com

تاریخ هیچ گاه سیر یک‌سانی نداشته و همیشه در تحول سپری شده است. از این رو شمارش تمام بدعت‌های مسیحیت در یک مرحله مطلوب نیست بلکه باید با توجه به فضای حاکم بر کلیسای مسیحی در هر دوره، بدعت‌های آن نیز بررسی شوند.
پرداختن به سال‌های نخست مسیحیت و بدعت‌های آن از این جهت اهمیت دارد که در زمانی است که آموزه‌های کلیسا در روندی تدریجی به شکل نهایی خود رسیده است.
پس از صعود مسیح، حواریون تبلیغ میان گروه‌های یهودی را آغاز کردند. یکی از یهودیانی که پس از مدتی به شکلی عجیب ایمان آورد، شخصی به نام «پولِس» بود.
#پولس که برای دستگیری مسیحیان دمشق به سوی این شهر رهسپار بود، طبق روایت خودش، در راه نور مسیح را دید و آواز آن حضرت را شنید که او را به خاطر کارهایش توبیخ نمود. وی -که بیناییش را در این حادثه از دست داده بود- به دستور مسیح به دمشق رفت و در آن جا توسط شخصی به نام حنانیا بیناییش را بازیافت و از روح‌القدس پر شد. [1]


______________________________________________________________
[1] - اعمال رسولان 9 :1 ـ17


نتیجه تصویری برای پولس

۲۸ دی ۹۵ ، ۱۹:۰۹ ۰ نظر

مبحث دوم : #دین_شناسی - بخش هفتم (7/2)

سارقان وحی (II)


http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=35181
معنای بدعت

بدعت در لغت به معنای «چیز نو پیدا شده که سابقه نداشته باشد، رسم و آیین نو و سنت تازه که بر خلاف دستور دین جعل شود» به کار رفته است.[1] در اصطلاح ادیان وقتی سخن از بدعت به میان می‌آید منظور از آن همان معنای سوم است.
البته همه‌ی این‌ها در صورتی است که از این واژه در جای خود و درست استفاده شود؛ در غیر این صورت بکارگیری آن غلط خواهد بود. مثلا در اسلام و اندکی پس از شهادت پیامبر اسلام جنگ­هایی علیه کسانی که حاضر به پرداخت زکات به خلیفه‌ی دوم نبودند، شروع شد و کسانی که زکات نمی‌دادند را بدعت­گذار می­خواندند. در حالی­که واقعیت امر چیز دیگری بود و ایشان منکر زکات نبودند تا بدعت­گذار خوانده شوند؛ بلکه خلیفه را غاصب مقام خلافت می­دانستند و برای خلافتش مشروعیت قائل نبودند. از این رو از پرداخت زکات به او خودداری کردند.
بنابراین همان طور که در مثال روشن شد باید در بکارگیری واژه‌ی بدعت در مواردی که استعمال شده، تأمل و موشکافی بیشتری صورت گیرد.


______________________________________________________________
[1] - فرهنگ فارسی عمید، مدخل باء، واژه‌ی بدعت


۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۴۶ ۰ نظر

مبحث دوم : #دین_شناسی - بخش ششم (6/2)

سارقان وحی (I)


در این سلسله مباحث (سارقان وحی) قصد داریم تا ببینیم که چه کسانی موجب شدند تا مردم دین‌مدار از مسیر خود منحرف و ادیان الهی به فراموشی سپرده شوند. می‌دانیم که از یهودیت آگاهی چندانی در دست نیست؛ بنا بر این تصمیم گرفتیم تا معرفی مسیحیت و سپس اسلام را در پیش بگیریم و یهود را بیش‌تر به عنوان مقدمه قرار دهیم. قابل ذکر است که بخش عمده‌ای از مطالب در خصوص تحریف اسلام، در مباحث ثالثیه‌ی کانال یعنی اسلام شناسی مطرح می‌شوند. خوش بختانه (برای ما) و یا متأسفانه (برای دیگران) قریب به نیمی از مردم دنیا پیرو این دو آیین بزرگ هستند. شاید این هم بتواند یکی از دلایلی باشد که ما خواستیم تا معرفی آن دو را انجام دهیم.
مطالبی هست که هر دو آیین، آن را قبول دارند و مطالب فراوانی هم هست که مختص هر کدام از آن دو است. مثلا هر دو گروه قبول دارند که پدر و مادر تمامی انسان‌های موجود، حضرات آدم و حوا علیهما السلام هستند؛ اما در مورد چگونگی ورود به زمین و زندگی ایشان، اختلاف نظر هست؛ هر دو گروه حضرت موسی علیه السلام را، رسول مکرم آیین یهود می‌دانند، اما در مورد پیام‌های ایشان به قومشان و کیفیت رسالت آن حضرت، اختلاف وجود دارد.
ابتدا به معرفی آیین مسیح خواهیم پرداخت. قصد داریم این مطالب از معتبرترین اسناد موجود و سایت‌های قابل اعتماد ذکر شوند.



۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۴۰ ۰ نظر

مبحث دوم : #دین_شناسی - بخش پنجم (5/2)

چرا ادیان الهی باید تحریف پذیر باشند؟


در تمام ادیان الهی و حتی گاهی غیر الهی، وعده داده شده که همه‌ی مردم، روزی تنها و تنها خداوند یکتا را خواهند پرستید و هیچ‌کس نخواهد ماند که کافر و یا مشرک به او باشد. این بدان معنا نیست که همه روزی باید با زور شمشیر، ایمان بیاورند؛ بلکه یعنی بشر این قدر به تکامل خواهد رسید که خود را بدون خدا، هیچ می‌بیند و همان طور که گفته شده، رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند ...
امروزه این دیدگاه با عنوان مسیانیسم و یا موعودگرایی در دنیا مطرح است که اکثر ادیان، آن را قبول دارند. علاوه بر این، نه تنها امروزه این مکتب رواج یافته، بلکه در گذشته‌های دور و حتی قبل از شکل گیری تاریخ ادیان هم این نوع نظر وجود داشته است. فلاسفه‌ی بزرگ هم‌چون افلاطون، فارابی و ... این نگرش را با توجه به تعقلات خود با عنوان «مدینه‌ی فاضله» ارائه کرده اند. برای مطالعه‌ی بیشتر حول این موضوع می‌توانید به آدرس http://www.siasi.porsemani.ir/node/860 رجوع کنید.
اما گاهی می‌شود که برخی افراد، از این دیدگاهی که برای دین‌گرایان وجود دارد، سوء استفاده کرده اند و گاهی باعث تحریف ادیان الهی شده اند. این یک نوع برداشت درون دینی است و اگر بخواهیم برون دینی هم نگاه کنیم، خواهیم دید همین افراد، باعث کشت و کشتار به نا حق و به ظلم عده‌ی بسیاری شده اند.



۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۱۵ ۰ نظر

مبحث دوم : #دین_شناسی - بخش چهارم (4/2)

پیامبران حقیقی چه ویژگی‌هایی داشته اند؟


در طول تاریخ بشریت، افراد زیادی بوده اند که ادعای رسالت (پیامبری) کرده اند. سؤالی که پیش می‌آید این است که کدام یک از آنان راست‌گو بوده و کدام یک از آن‌ها به دنبال منافع خویش بوده اند؟ این مطلبی است که ما بارها و بارها روی آن تأکید کرده ایم.
پیامبران الهی، به علت این که از جانب خداوند گماشته شده بودند. همواره از فرمان او اطاعت می‌کردند؛ همان فرمانی که گفتیم همیشه در مسیر سعادت بشر است. این بزرگواران، همیشه به دنبال نجات مردم از جهل و نادانی بوده و آنان را از شرک باز می‌داشتند. به کارهای پسندیده امر می‌کردند و از کارهای ناپسند باز می‌داشتند. این گونه بود که مردم را جذب اخلاق الهی می‌کردند. اما گاهی می‌شد که برخی افراد جاهل مخالفت می‌کردند و گاهی اوقات به عذاب الهی دچار می‌شدند.
اما نمی‌توان تمامی اخلاق‌های نیک این فرستادگان شریف را یک جا بررسی کرد. ویژگی‌های زیادی هست که در یک یک آنان مشهود است. خصوصیت‌هایی هم هست که ممکن است مخصوص هر کدام یک از آنان باشد و ما از آن بی‌خبر باشیم. لیکن شاید بتوان برخی از بارزترین صفاتی که به آن شناخته می‌شدند را بررسی کرد ...



۰۶ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۴۴ ۰ نظر